دليل اشغال كويت توسط عراق به زمان قبل يعني جنگ ايران و عراق باز ميگردد. عربستان سعودي و كويت منابع مالي عراق در جنگ با ايران را تامين كردند. پس از اتمام جنگ، عراق با انبوهي از بدهي باقي ماند كه از پس دادن آن خودداري ميورزيد. صدام كويت را متهم به پائين آوردن قيمت نفت و برداشت بيوريهي نفت از منطقهي بيطرف كرد. لشگر عراق در نزديكي مرز كويت مجهز و آمادهي نبرد شد و وضع هر لحظه وخيمتر ميشد. صدام در تاريخ 2 آگوست 1990 دستور تهاجم به كويت و عبور از مرز را صادر كرد.
(در آن زمان) عراق چهارمين ارتش بزرگ دنيا را داشت و به راحتي ميتوانست هرگونه مقاومتي را در كويت درهم بشكند. صدام (ظرف 5 ساعت) كويت را اشغال كرد و آن را يكي از استانهاي عراق ناميد.
سازمان ملل متحد اين تهاجم و اشغال را محكوم كرد. صدام اشتباه ديگري نيز مرتكب شد: وي سپاه عراق را به نزديكي مرز عربستان گسيل داشت. شاه فهد (پادشاه وقت عربستان) از ترس صدام، نيروهاي نظامي آمريكايي را به كشورش دعوت كرد. صدام كه از حمايت هاي بيدريغ آمريكا در زمان جنگ با ايران بهرهمند شده بود اين بار نيز خيال ميكرد آمريكا خود را گرفتار اشغال كويت نخواهد كرد.
نقشه ي جنگ: http://www.rand.org/multi/gulfwar/images/summarylarge.jpg
(48 ساعت قبل از حمله به كويت، صدام اين موضوع را به اطلاع سفير آمريكا در بغداد رسانده بود و خانم سفير اظهار داشته بود كه آمريكا در مناقشات منطقهاي دخالت نخواهد كرد!)
صدام به طرز اغراق آميز از كيسههاي جسدي سخن ميگفت كه به منزلشان باز ميگردند و مدام از ايجاد ويتنامي ديگر براي نيروهاي آمريكايي سخن ميگفت.
در اين ميان آمريكا مشغول ايجاد ائتلاف جهاني براي بيرون راندن نيروهاي عراقي از كويت بود. آمريكا از اينكه حتا سوريه و افغانستان هم به اين ائتلاف پيوسته بودند شگفت زده شده بود.
روز 15 ژانويه ي 1991 قطعنامه ي شماره ي 678 ، آخرين فرصت براي عراق، جهت عقب نشيني، از طرف سازمان ملل ارائه شد. تنها چند ساعت بعد نيروهاي ائتلاف، جنگ را آغاز و كويت را آزاد كردند.
نيروهاي عراقي
سرفرماندهي: صدام حسين
ارتش عراق:
5500 دستگاه تانك؛ شامل: 1600 دستگاه T-55 ، 500 دستگاه خودرو زرهي نوع 59، 900 دستگاه خودرو زرهي نوع62، 1500 دستگاه T-62 ، 1000 دستگاه T-72 ، 1000 دستگاه نفربر زرهي، 1100 دستگاه خودرو شناسايي (نظير جيپ)، 6000 دستگاه خودرو زرهي سبك، 2800 عراده توپ سنگين، 500 عراده توپ خودكششي، 200 دستگاه موشك انداز كاتيوشا.
نيروي هوايي عراق:
بمب افكن: 24 فروند سوخوي24، 8 فروند توپالف22، 8 فروند توپالف16، 4 فروند H-6
شكاريبمبافكن:
70 فروند ميگ 23
64 فروند ميراژ F-1
45 فروند سوخوي 20
30 فروند سوخوي 25
شكاري رهگير:
40 فروند J-6
150 فروند ميگ 21
40 فروند ميراژ F-1
10 فروند ميگ 25
24 فروند ميگ 29
60 فروند هواپيماي ترابري (نظير ايلوشين 76)
600 آشيانهي ضد بمب هواپيما
(ساخت چين)بمب افکن سنگين H-6
نيروي دفاع هوايي عراق:
160 لانچر موشك سام2
140 لانچر موشك سام3
100 لانچر موشك رولند
300 لانچر موشك سام6 و سام8
10000 دستگاه آتشبار ضدهوايي
عراق (در آن زمان) چهارمين ارتش و نيروي هوايي بزرگ دنيا را داشت. نيروهاي نظامي عراق كارآزموده بودند و تجربيات فراواني از جنگ با ايران داشتند. بهترين نيروهاي عراق، گارد رياست جمهوري صدام بودند. آنها بهترين تجهيزات نظامي را داشتند، كاملترين آموزشها را ديده بودند و بالاترين ميزان وفاداري به صدام را داشتند. تنها نقطة ضعف عراق، يك نيروي دريايي قوي بود. نيروي دريايي عراق در جنگ با نيروي دريايي قدرتمند ايران، در همان اوايل جنگ (با ايران)، به طور كامل نابود شده بود. صدام ميدانست كه بهترين تجهيزات نظامياش، تانكها و توپخانههاي سنگيناش هستند. نيروي هوايي عراق شامل جديدترين جنگندههاي روسي به همراه خلباناني بود كه به وسيلهي روسها آموزش ديده بودند. اين بود كه صدام خيال ميكرد برتري بالايي نسبت به نيروهاي نظامي آمريكايي دارد. صدام بر اين باور بود كه افكار عمومي (آمريكا) از جنگي پشتيباني نميكنند كه امكان تبديل آن به ويتنامي ديگر براي ايالات متحده باشد.
توپالف22 (يکي از بمب افکن هاي سنگين، استراتژيک و مافوق صوت ساخت روسيه)
ژنرال نورمن شوارتسکوف
نيروهاي نظامي ائتلاف
سرفرماندهي: ژنرال نورمن شوارتسكوف
كشورهاي شركت كننده به ترتيب الفباي زبان انگليسي:
افغانستان: 300 سرباز
استراليا: 4 ناو جنگي
بحرين: 36 هواپيماي جنگنده
بنگلادش: 6000 سرباز
بلژيك: 18 هواپيماي جنگنده
كانادا: 4500 سرباز، 36 هواپيماي جنگنده، 3 ناو جنگي
دانمارك: 1 ناو جنگي
مصر: 40000 سرباز
فرانسه: 18000 سرباز، 160 هواپيماي جنگنده، 120 هليكوپتر، 12 ناو جنگي، 40 تانك، 110 نفربر و خودروي زرهي
آلمان: 18 هواپيماي جنگنده و 7 ناو جنگي
يونان: يك ناو جنگي
ايتاليا: 18 هواپيماي جنگنده و 7 ناو جنگي
كويت: 11000 سرباز و 3 شناور نظامي
هلند: 2 ناو جنگي
نيجريه: 500 سرباز
نروژ: يك ناو جنگي
عمان: 25500 سرباز، 63 هواپيماي جنگنده و 4 شناور نظامي
قطر: 12 هواپيماي جنگنده
پرتغال: 1 ناو جنگي
عربستان سعودي: 118000 سرباز، 180 هواپيماي جنگنده (F-5E و F-15C/D)
اسپانيا: 3 ناو جنگي
سوريه: 17000 سرباز و 300 تانك T-72
تركيه: 150000 سرباز، 60 هواپيماي جنگنده و 2 ناو جنگي
امارات متحده عربي: 40000 سرباز، 80 هواپيماي جنگنده و 200 دستگاه تانك
انگلستان: 43000 سرباز، 120 هواپيماي جنگنده، 26 ناو جنگي، 168 دستگاه تانك چيفتن، 632 دستگاه نفربر زرهي
ايالات متحده آمريكا: 540000 سرباز، 1800 هواپيما (جنگنده، بمبافكن، ترابري و تانكر)، 1700 هليكوپتر، 160 شناور نظامي (هواپيمابر، ناو جنگي، مينروب، نيروبر)، 3000 دستگاه تانك، 3000 نفربر و خودروي زرهي
عامل اصلي پيروزي (نيروهاي ائتلاف) در جنگ خليجفارس، سرعت عمل نيروهاي آمريكايي بود. اين يك پيروزي بزرگ بود كه تا قبل از آن هرگز ديده نشده بود. آمريكا طي مدت كوتاهي، اين حجم عظيم از نيروهايش را در عربستان گردآورد و سازماندهي نمود. ائتلاف از 37 كشور ساماندهي شده بود. (همهي اين كشورها حضور نظامي نداشتند) هر كشور در قسمت كوچكي از نبرد به رهبري آمريكا، نيروهايش را شركت داد. ولي نيروهاي نظامي بريتانيا و فرانسه، نقش كليدي در جنگ داشتند. اين حقيقتي بود كه صدام اصلن انتظارش را نداشت. (صدام) هيچ پشتيبان نظامي نداشت. تنها اردن و ياسر عرفات حامي صدام بودند. روسيه تنها به عراق پيشنهاد كرده بود كه از كويت خارج شود و هيچ كمكي به نيروهاي ائتلاف نكرده بود.
تلفات و خسارات نيروهاي عراقي:
حدود 30000 سرباز كشته شدند.
3847 دستگاه تانك، 2917 عراده توپ، 1450 دستگاه خودرو و نفربر زرهي، 141 فروند هواپيما بر روي باند و 43 فروند طي نبرد هوايي از بين رفت.
با اولين تهاجم هوايي (به وسيله بمبافكنهاي F-117 و B-1)، نيروهاي ائتلاف، ابتكار عمل را بدست گرفتند. در روزهاي بعد، نيروهاي ائتلاف از قدرت مطلق برتري هوايي خود بر عراق، نهايت استفاده را بردند. عراق، صدها پناهگاه زيرزميني مجهز و ضدبمب براي هواپيماهاي جنگياش ساخته بود، ولي اين پناهگاهها به راحتي با بمبهاي هوشمند استحكامشكن از بين رفتند و بنابراين هيچ مكاني براي مخفي كردن هواپيماهاي عراقي، باقي نماند. اين شد كه صدام هواپيماهايش را به ايران فرستاد. تا اتمام جنگ، حدود 150 فروند هواپيماي عراقي به ايران پرواز كردند. ايران اين هواپيماها به عنوان خسارت جنگي براي خود نگه داشت.
رادارها و ادوات ارتباطي عراق در جنگ از بين رفت و ارتش عراق زمينگير شد. قبل از آغاز جنگ زميني، حدود 70% قدرت نيروهاي نظامي عراق به واسطة بمباران هوايي از بين رفته بود.
ميزان خسارات (عراق) بسيار عظيم بود، هزاران عراقي كشته شدند و روحيهي آنهايي كه مانده بودند بسيار ضعيف گشته بود.
يک ميگ29 منهدم شده ي عراق
عراقيها خسارات زيادي ديدند و هرچه كه داشتند برجاي گذاشتند. (نظير هليكوپتر، انواع خودروي نظامي و . . . )
65000 عراقي به وسيلهي آمريكاييها و 20000 تن ديگر به وسيلهي ساير متحدانش به اسارت درآمدند. حداقل 30000 و حداكثر 100000 نفر از عراقيها كشته شدند. هرچند كه رقم 100000 نفر به واقعيت بسيار نزديكتر است. آنچه كه اين كار را سخت ميكند، آمار دقيق سربازاني است كه درون سنگرهايشان كشته شدند و توسط سربازان ديگر دفن شدند.
بزرگترين شكست نيروهاي عراقي هنگام عقب نشيني آنان از كويت رخ داد. اين واقعه به نام بزرگراهي به جهنم شناخته شد. راه عقبنشيني نيروهاي عراقي در شمال، جنوب و غرب بسته شده بود. آنها هيچ گزينهاي (براي عقبنشيني و حفظ جانشان) نداشتند، آنها ميتوانستند تنها به طرف ايران بروند. نيروهاي ائتلاف جهت پاكسازي باقيماندهي نيروهاي عراقي، از بمبافكنهاي سنگين B-52 به همراه ستونهاي عظيمي از بمبها استفاده كردند.
تصويري از بمب افکن توپالف22 عراقي، که توسط آمريکا بمباران و نابود شده است:
http://www.acig.org/artman/uploads/iraf_tu-22u_destroyed_at_al-taqaddum_rear_view.jpg
تلفات و خسارت نيروهاي ائتلاف:
148 نفر كشته، 458 نفر مفقود، (207 نفر به طور اشتباه و به وسيلهي آتش نيروهاي خودي)
4 دستگاه تانك M1 آبرامز (همگي به علت شليك اشتباه نيروهاي خودي)
9 دستگاه نفربر زرهي
17 فروند هليكوپتر جنگي
44 جنگنده با آتش زميني (23 فروند از آمريكا)
1 جنگنده F-18 طي نبرد هوايي
تانک سنگين ام-۱ موسوم به آبرامز
تلفات نيروهاي ائتلاف كمتر از پيشبيني 10 تا 15 هزارنفري قبل از جنگ بود. فرماندهي (بينقص) ژنرال شوارتسكوف، هرگونه شك و ترديد را از بين برد. اين جنگ بهتر از اين زمان نميتوانست اتفاق بيفتد، زيرا بودجهي نظامي بسيار زيادي در زمان رياست جمهوري ريگان هزينه شده بود. پس از جنگ ويتنام، اصلاحات بسيار در ساختار نيروهاي نظامي (آمريكا) صورت گرفته بود كه نتيجهي آن بسيار رضايتبخش بود. اين اولين باري كه نيروهاي نظامي داوطلب عمليات (در آن) بودند، افسران آموزشهاي بهتري ديده بودند و برعكس جنگ ويتنام، فرماندهان بر جنگ احاطهي كامل داشتند.
نتيجهي نهايي
پنتاگون، قدرت نيروهاي نظامي عراق را بيش از حد، بزرگ تصور كرده بود. در ابتدا آنها بر اين باور بودند كه عراق حدود 550 هزار نفر نيروي نظامي در كويت و اطراف آن مستقر كرده است. ولي كمي بعد تعداد 300 هزار نفر تاييد شد. تهاجم عراق به كويت با حدود 120 هزار نفر سرباز، 300 تانك آغاز شده بود. كويت تنها 15000 نفر نيروي آماده براي مقابلهي فوري با عراق داشت كه آنها نيز در زمان كوتاهي شكست خورده بودند. تنها نقطة روشن كويت، دفاع هوايي آنها بود. دفاع هوايي كويت كه با موشكهايMim-23 (هاوك) آمريكايي مجهز بود، توانسته بود در روز اول تهاجم عراق (2 آگوست1990) 22 جنگنده و يك هليكوپتر جنگي عراقي را سرنگون سازد.
نيروهاي ائتلاف صفحهي جديدي از جنگ را باز كردند كه (آن) حمله به وسيلهي موشكهاي تامهاوك (كروز) به مراكز مهم بغداد بود. هليكوپترهاي AH-64 (آپاچي) و جنگندههاي ضربتي، رادارها و دفاع هوايي عراق را هدف قرار دادند. برتري هوايي ائتلاف و تحريمهاي اعمال شده (بين زمان اشغال كويت تا شروع جنگ)، تلفات و خسارات بسياري بر سازمان نيروهاي نظامي عراق وارد كرده بود. به طور كلي، عمليات نظامي هوايي ائتلاف، جمعن به تعداد 109876 سورتي پرواز در طول 43 روز جنگ بود. (حدود 2555 سورتي در روز) به همراه اين اين پروازهاي جنگي، بيش از 27000 مقر نظامي عراق شامل موشكهاي اسكاد، فرودگاه، ادوات دفاع هوايي، نيروگاههاي برق، كارخانجات توليد مواد شيمايي و ميكروبي، مراكز فرماندهي، مراكز اطلاعاتي، خطوط ارتباطي، محل تجمع نيروها و پالايشگاهها مورد هدف قرار گرفت. پس از پايان اين عمليات، نيروهاي پياده نظام به كويت وارد شدند و كار پاكسازي كويت از نيروهاي عراقي انجام پذيرفت.
موشک زمين به هواي HAWK
جنگندهي F-117 (نايتهاوك= پرندهي شكاري شب) براي اولين بار در اين جنگ مورد استفاده قرار گرفت. (هرچند گفته ميشود كه در جنگ عليه پاناما نيز عملياتي بوده است)
اف16 (فالكون= شاهين)، اي10 (وارتهاگ = گراز زگيل دار) و هليكوپتر AH-64 (آپاچي) بهترين عملياتهاي تاريخاشان را با منهدم كردن هزاران دستگاه از ادوات زميني و ساير اهداف به انجام رساندند.
جنگندههاي F-15C تعداد قابل توجهي از ميگهاي 29 را به راحتي سرنگون ساختند و عنوان خود را (در آن زمان) به نام بهترين جنگنده در جهان, با انجام 100 عمليات موفقيت آميز و بدون تلفات، حفظ كردند.
نقطه ي درخشان ديگر در جنگ، برخورد يك لشگر گارد رياست جمهوري (صدام) با يگانهاي نيروي دريايي (آمريكا) بود. براي اولين بار در جهان، تانكهاهاي M1 (آبرامز) در مقابل تانكهاي T-72 صف آرايي كردند. پس از فروكش كردن يك نبرد سنگين، 200 تانك T-72 و 1 تانك M1 منهدم شده بودند!
هنگامي كه صدام دريافت هيچگونه شانسي براي پيروزي ندارد سعي كرد در بين نيروهاي انتلاف اختلاف ايجاد كند. وي موشكهاي اسكاد را به سمت اسرائيل و رياض (عربستان سعودي) شليك كرد. وي اميدوار بود كه با پيوستن اسرائيل به صف نيروهاي ائتلاف، شكافي را در بين كشورهاي عرب ائتلاف ايجاد كند، زيرا كه بسياري از آنها، اسرائيل را به رسمت نميشناختند. اسرائيل موشكهاي هستهاي خود را براي پاسخدهي به عراق، آمادهي شليك كرد، زيرا بنا به مشاهدات ماهوارههاي جاسوسي، اطلاعات مهمي از آمادهسازي موشكهاي عراق با گازهاي شيميايي ديده شده بود.
ژنرال شوارتسكوف شماري از بهترين نيروهاي تكاور آمريكايي را به همراه تكاوران بريتانيايي به منظور شناسايي و نابودي محل و پايگاههاي موشكهاي اسكاد، مامور كرد.
اما مهمترين دليلي كه باعث شد اسرائيل در جنگ خويشتنداري نشان دهد، ارسال موشكهاي Mim-104 (پاتريوت) به اسرائيل بود. پاتريوتها 60% اسكادها را در عربستان سعودي و 40% را در اسرائيل ساقط كردند، هرچند باقيماندهي اسكادهاي ساقط شده باعث ايجاد خرابي و كشتار گشتند و اين دليلي است كه باعث ميشود نتوان اين موشك را به عنوان يك ساقط كنندهي موفق اسكاد به شمار آورد.
موشک زمين به هواي پاتريوت
نظرات شما عزیزان: